142

 

- ای دختر گل فروش آن گل چند است ؟

- آقا این گل خاطره ی دلبند است

- پس آن گل سرخ ... راستی نامش چیست؟

- این خون دلم ، شقایق الوند است

 

143

 

از كینه شده سلا م ها بی بركت

منزل گم و جهد گام ها بی بركت

از این همه حرف مرده ای زنده نشد

از بس كه شده كلام ها بی بركت

 

144

 

در دور زمان عقربه های ساعت

آیینه گرفتار غبار عادت

بر روی اجاق روزگار صرعی

سر رفتن شیر حوصله از طاقت