آبی

 

 

من در ملال روزها

آوازهای آبی ام را

                 گم کرده ام

خاکستر کسالت

پاشیده اند روی درختان،

نه آفتاب

آن آفتاب قدیم است

نه باد،باد دیوانه ی قصه ها.

 

 

تنها صدای تک تک ساعت مدام است.

در خاطر اتاق.

 

من در ملال روزها

دنبال بالهای تو می گردم

آبی  صدایم کن

در ازدحام این همه تکرار،

در ابتدای پرنده.

                ۴/۷/۷۸
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۷ و ساعت 22:56 |
پرسه

 

پس از قتل بلبل به باغ خزانی

کلاغان تاریک گرد آمدند

به تکریم مرحوم با نوحه خوانی !

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۸۷ و ساعت 20:34 |