لب های سرخ عشق
ما با شکوه ترین
آواز زندگی خود را
چون موج های سرکش زنجیری
تکرار می کردیم
اما
جادو گران چشم بند
در کار گاه های جعل صدا
تصویر اوج و فرود لب های مواج ما را
با زیر و زار هجا های بی معنا
انطباق می دادند
تا پیش چشم خیره ی مردم
در جعبه های جادو
آواز سر بلندی ما را
با بانگ مردگان جا عوض کنند.
با این همه
هر از گاهی
لب های سرخ عشق به اعجاز
از بوسه آن چنان می گفت
که، سرخاب و سرمه ی جنبل و جادو
از آتش حسد می سوخت
باور کنید
حتی عصای موسی هم
از رشک آرزو می کرد
ای کاش
آن شب
مثل درخت
در آتش خدا آب گشته بود.
۸۷/۷/۲۸
