جاده صلیب ست ...
باز همان شورِ کهن، باز درد
باز من و سایه ی من در نبرد
باز به خود یکسره خنجر زدن
پیش خود افتادن و پر پر زدن
ای نفسِ خسته مرو باز گرد
راه گلو بسته مرو بازگرد
·
باز شروعِ شبِ بارانِ من
خیزشِ خیزاب به طوفان من
باز شب رعد ، شبِ برق و باد
شورش من در منِ دیوانه زاد
·
ای من طوفان زده آرام گیر
شکل هراس آمده آرام گیر
روح کتک خورده ، تن چاک چاک
آتشِ دل مرده به شام هلاک
عرصه پُر از لاشگی وکرکسی ست
سایه به سایه شبح ناکسی ست
·
غربتی تلخ ، به تنها برو
جاده صلیب ست مسیحا برو...
۱۳۷۸
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در جمعه سیزدهم دی ۱۳۸۷ و ساعت
19:3 |
