غسق
از این همه بدون خورشیدی
تاریک مانده ام.
من با درخت زیبایم
من با ستاره زیبایم
صبح ، عاقبت خوشی دارد.
از این همه بدون پرنده
زنجیر می شوم
عاقل شدن به قفس ختم می شود.
از این همه بدون ترانه می خشکم
من چاک چاک می شوم از بی چکاوکی.
از این همه بدون دیوانه
سنگ وملول می شوم از درد.
وقتی
زنجیرها
بسیار می شوند و دیوانه ها کم.
