پری
در قلعه ی آئینه زندانی ست
و تلخ می بافد
زنجیره ی الماس اشکش را به رویاهای رنگینش
در قلعه ی آئینه زندانی ست
با ماهی لب تشنه ای که سرخ می رقصد
در کاسه دست بلورینش
قلب زلالش می تپد از درد
وقطره الماس مذابی می چکد سرد
وحلقه حلقه اشک روی اشک می غلطد
ماهی که می رقصد
در قلعه ی آئینه زندانی ست
با ماهی لب تشنه ای که سرخ می رقصد
در کاسه ی سرشار از اشکش
تنگ بلور دستها زندان آئینه ست
ونبض قلبش در طلسم رقص ماهی
ورقص ماهی در طلسم قطره های اشک.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 1:46 توسط مهدی الماسی
|
مهدی الماسی