زمزمه ی باد

 

یگانه است

یگانه است

وعطر و بوی تو را دارد

گلی که دنبالش ، تمام باغ های جهان را

به شوق و عربده گشتم

(و با تمامی گل ها به گستاخی

                              سخن گفتم

و با آنان

چه تلخ دست و گریبان شدم هر بار

که وانمود می کردند، به خنده ی تزویری

              همان یگانه اند که می جویم.)

  •  

هنوز از یادم

دل تمام دریاها

به لرزه می افتد

هنوز ، طنین نعره ی من ابرهای جهان را

به برق رعشه ی دردی عمیق می سوزد

هنوز هر باران

         از اشک اندوهم

ترانه می سازد    

  •  

 

یگانه است

و طبع وحشی من

به پای ساقه ی او چون نسیم ِ ابریشم

چه رام می افتد

یقین من این است

دوباره آرامش

به چار سوی جهان باز خواهد گشت

و چین هیچ کدورت

بر آب ِ آینه ها بر ملا نخواهد شد

و هیچ باغ

دوباره کابوس آشفته ای نخواهد دید

وجامه ی گل ها

           به خشم پاره نخواهد شد.

که من به صلح رسیده ام با خویش

و دیو های درونم

تمام

به صبح ِ کودکی ام باز برگشتند

  •  

 

یگانه می میرم

به بوی این گل ِ تنها

که عطر و بوی تو را دارد...

                     
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹ و ساعت 12:0 |