پنجره ها
در اولین پنجره
ابری ست پا به زا
که درد
در رعد هر نعره اش می درخشد.
از دومین پنجره
باد
در سرسرای فصل
دنبال برگی سبز می گردد
بر سطری از شاخه های درختی که با آتش سرد پاییز رفته ست
می خواهد از او
راز سعادت را بپرسد.
در سومین پنجره آسمان
هر روز می خواند
آبی ترین آواز خود را
در چارمین پنجره
شب در اتاق است
با گیسوان شلالش
و ماه محزون
برشانه اش سرمی گذارد
آیا تماشای این خلوت عاشقانه حلال است؟
28/2/88
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت
21:41 |
