چکش این ست
چکش این است :
دمار ِ آدمی در دَم
اگر بر استخوان ِ قوزک پایی فرود آید
که اقراری بگیرد دلخراش از آخ ِ زندانی
و از تابوت ِ باور های او بیرون کشد با چاک دندان هاش
پا برجایی ِهر میخ ِ راسخ را
و آسان چار چوبش را فرو ریزد
و او را چند پاره تخته ی بی عار وبی شکلی بگرداند
تل انبار ِ زُباله ،گوشه ی تاریک ِ میدانی
چکش این است :
کوبیدنْ سَر ِهر میخ ،حتی آن که فولاد ست
مگر در جرز دیواری کند بندش
ولی تن می زند گاهی به شکل سرکشان میخ از فرو رفتن
و یا با سِرتقی کج می کند راهش
نمی آرد فرو سر ، سر به راهی را
به زیر ضربه های دنگ
چکش این ست و سنگین است...
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۸ و ساعت
0:23 |
