جاده

 

از من گذشتند

خیل عظیمی

پوشیده در جوشن

در خاطرم سمضربه ی وحشی اسبان

و های وهوی گنگشان مانده ست.

 

 

از من گذشتند

دوشیزگانی

با کوزه های آب بر سر،

لبخنده هایی آتشین بر لب،

تنها

آوازهای غربتی شان در خاطرم مانده ست.

 

 

از من گذشتند

مردان تنهایی.

 

 

از من گذشتند

یک گله بره، یک بچه آهو

و چند روباه،

و ناگهان کفتارها

در خاطرم مانده ست.

                          مهدی الماسی 

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۶ و ساعت 9:40 |