آواز

 

من صبحدم از گلوی قمریان آواز می خوانم

و ظهر آواز از گلوی قناری مرا.

 

من عصرها

روی درختان یادگاری می کنم اندوه خود را

کو کوی باغ خاطرات رفته از یادم.

 

شبها صدای حق حق من

با هق هق ساکت اختران می چکد.

 

خون گلویم شتک می زند روی دیوار مشرق

و پنجه ی آفتاب

روی درفش فلق می تپد.

 

من از گلوی صبح

آواز می خوانم.

                      15/10/76مهدی الماسی

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 20:17 |

 

 

آن گاه

 

گاهی که بی قراری قرار دارد

با قلب کوچکم،

گاهی که اشک

              درد مذاب است،

گاهی که شور

بر من که ساکن سنگم می شورد،

گاهی که آه

گاهی که درد

گاهی که من

ویرانی مدام است،

گاهی که من بدون تو فریاد می کشم ،

گاهی که من چقدر تنهاست ،

آن گاه

گاه عظیمی ست جان عشق!

                         19/1/77مهدی الماسی

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 20:31 |

 

زرد    

 

باور کن اینجا سخت تنهایم

با چند کاغذ ، میز ،دفتر ، ساعت و اندوه.

 

یک موریانه می جود زخمم

یک بغض روی گونه هایم راه می گیرد

یک برگ می افتد میان حوض اشکم.

 

 

کی کوچه از آوازهای قمریان پر می شود کی؟

 

 

پاییز می خواند تمام برگها را زرد.

                                      مهدی الماسی10/9/
+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در یکشنبه بیستم خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 23:8 |

 

غریب

 

- آقا به فکر چه هستی؟

 

- فکر درختانم پسر جان،

فکر درختانی که که تنهایند.

 

- آقا چرا فکر درختان؟

 

- خب حس سبزم را ملخ ها می جوند اینجا

و بار و برگم را.

 

- آقا شما هم درختید

وقتی که می گفتید

دیدم که دندانتان می درخشید

چون چشمک آفتاب از پس برگهای بهاری.

 

- اما درختان غریبند

و میوه شان را ساده می بخشند

ودر سکوت عمیقی ریشه دارند

وشاخه هاشان آشیان پرنده ست.

 

- آقا شما هم غریبید!

                         2/ 9/ 76

                 مهدی الماسی

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در سه شنبه هشتم خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 20:34 |

صبح

 

آتش من ! ظلمتم را شعله ور کردی

 

در شب من ماه

دوره گرد کوژ پشت کوچه های سرد غربت بود.

در شب من اختران یخ می زدند

از برودت های تنهایی.

 

اینک از اعجاز چشمانت

آفتابی در چراغم می درخشد.

                                   15/6/76

          مهدی الماسی

+ نوشته شده توسط مهدی الماسی در پنجشنبه سوم خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 19:59 |